بوسه بر خاک و زمین خدا

خدایا تنهام نذار... اگر دین ندارید آزاده باشید ...

                     وبلاگ جدید مامانیمه

واقعا کی فکر میکرد مامانی من اینقدر به روز و باحال کار درست باشه که از یه کار بچه گونه یه نفر ککش هم نمی گزه و خودش یه وبلاگ جدید باز کنه به مامانیم تبریک میگم

و به خودم افتخار میکنم که یه همچین مامان بزرگ باحالی دارم

                      این گلها رو هم تقدیم مامانیم میکنم 

          Yah     http://tondar2132.blogfa.com    Yah   


نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 19:52 توسط مونا|

پیام نوروز من این است

 دوست داشته باشید و زندگی کنید

 زمان همیشه از ان شما نیست

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 19:13 توسط مونا|

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 21:6 توسط مونا|

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 19:36 توسط مونا|


روی جعبه دلم نوشتم:

دیگر احتیاط لازم نیست، شکستنی ها شکست...

هرجور مایلید حمل کنید....

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 19:16 توسط مونا|

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 19:10 توسط مونا|

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 19:8 توسط مونا|

گرگ شده اند این روزها...
کافی است سر به زیر باشی

با بره اشتباهت میگیرند

خیز برمیدارند برای دریدنت...

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 20:36 توسط مونا|

آدما گاهی لازمه
چند وقت کرکرشونو بکشن پایین
یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :
کسی نمرده.
فقط دلم گرفته.....

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 20:35 توسط مونا|

گاه پرندگان آنقدر سرگرم دانه چیدن می شوند
 که پرواز را فراموش و آسمان را از یاد می برند
پرتاب سنگ کودکی بازیگوش می تواند یادآور پرواز باشد .
پرواز و آسمان را بخاطر بسپار ...
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 20:34 توسط مونا|

ذائــــقـــه ام پــیــر شــده


بیـــســت ســـالگی ام ؛


طــعـــم پنــجــاه ســــالگـــی دارد...



نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 11:18 توسط مونا|

میان این همه تنهایی سرگردان


که نامش را آدمی گذاشته اند


همین که نگاه تو برای من است


دیگر شکوه ای نمی ماندم


وعده بهشت یرای شما


میان میان همین آغوش پر گناه


به رستاخیز می رسم




نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 11:14 توسط مونا|

از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نترس، 
از کسی
بترس که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد!


فریدریش نیچه


نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 21:41 توسط مونا|

نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 21:39 توسط مونا|

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1392ساعت 17:52 توسط مونا|

دیگر تمام شد...


آرزوهایم را گذاشتم درون کوزه...


وبا آبش قرص های اعصابم را میخورم...!!!!!

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت 3:1 توسط مونا|

جاده هنوز خیس است
و
من همچنان می روم
به خیال رد پای اشکهایت
ولی تردید مرا زجر می دهد
نمی دانم این خیسی اشکهای توست
یا
خیسی شرم این جاده از شکست دوباره من؟؟؟
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 23:31 توسط مونا|

ﮔﺎﻫﯽ ﺣــــﺮﻑ ﻫﺎ ﻭﺯﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ…

ﺭﯾﺘﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ…

ﺁﻫﻨﮓ ﻧﺪﺍﺭﺩ…

ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ…

" ﺩﺭﺩ " ﺩﺍﺭﻧﺪ ...

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 18:18 توسط مونا|

زندگی درست از جایی شروع میشه که احساس میکنی همه چی تموم شده.

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 18:4 توسط مونا|

مشكل اينجاست كه هميشه براي فرار از دست يك ادم به ادم ديگري پناه برده ايم !!
اعتیادبه آدمهابدترین نوع اعتیاداست
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت 1:1 توسط مونا|

ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ …

ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ …

ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻬﺖ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ …

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ …

ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ …

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ … 

ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻓﮑﺮﻣﻪ ...
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1392ساعت 0:43 توسط مونا|

بعضی ها از دور می درخشند!

نزدیک که میشوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند

که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند

و چشمان دیگری را خیره نکند و گول نزنند . . .
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 2:8 توسط مونا|

اى كاش وقت مردن هم مست باشيم...

حوريان بهشت را كارى نيست, خوشا نعره كشان جهنم را...
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 2:0 توسط مونا|

تک پرت نمــــــــــــــاند ، خیالی نیست

بگذار برود ، دیگری پرپرش میکنــــــــــــــــد...
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 1:53 توسط مونا|

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1392ساعت 0:46 توسط مونا|

ﺧﺴﺘـــــــــــــــــــــــــــــــﻪ ﺷﺪﻡ !
ﺩﻟـــــﻢ ﺧﯿﻠـــﮯ ﮔﺮﻓﺘـــﮧ !
ﯾـﮧ ﺁﺭﺍﻣــﺶ ﻭﺍﻗﻌـــﮯ ...
ﻭ ﯾـﮧ ﺧﻨـــــﺪﻩ ﺍﺯ ﺗَـﮧ ﺩِﻝ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﺩ !
ﺁﺭﺍﻣﺸـــﮯ ڪـﮧ ﺑـَﻌﺪﺵْ ﻃﻮﻓـــﺎﻧﮯ ﺩَﺭ ڪــــﺎﺭ
ﻧـَﺒﺎﺷِـــﮧ ..
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1392ساعت 11:19 توسط مونا|

احمق بودن درست از جایی شروع میشه که میگی

“این با بقیه فرق داره”
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1392ساعت 10:50 توسط مونا|

وقتی "باختم" مسیر را "یافتم"!

در بزرگراه زندگی همواره "راهت" "راحت" نخواهد بود!

هر "چاله ای" "چاره ای" به من آموخت!

"دوباره" فکر کن، فرصتها "دوبار" تکرارنمی شوند!

برای جلوگیری از "پس رفت"،"پس باید رفت" ..

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 2:27 توسط مونا|

گاهی عمر تلف میشود ؛
به پای یک احساس ….
گاهی احساس تلف میشود ؛
به پای عمر !
و چه عذابی میکشد ،
کسی که هم عمرش تلف میشود ؛
هم احساسش ........
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 2:23 توسط مونا|

ترجیح میدهم به جای شاخه گلی؛ بوته ای خار باشم
که دست هر کودک نابالغی؛
پایان بخش زندگیم نباشد!
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 2:21 توسط مونا|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت